السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
421
تفسير الميزان ( فارسي )
زيرا كه بيش از اين آنها را از حد اختيار به اضطرار و اجبار مىكشاند . * ( « إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً . . . » ) * در مجمع البيان « 1 » گفته است : كلمه « سرادق » به معناى فسطاط و خيمه اى است كه نسبت به آنچه كه در آن است محيط باشد . بعضى ديگر گفتهاند : سرادق ، آن پارچه اى است كه دور خيمه از طرف پائين مىكشند كه فاصله خيمه و زمين را بپوشاند . و در باره كلمه « مهل » گفته است : به معناى خلط و درد زيتون است . بعضى هم گفتهاند : به معناى مس مذاب است . و در معناى كلمه « مرتفق » گفته است ، به معناى متكا است كه از ماده « مرفق » گرفته شده و در اصل معناى « ارتفق » اين بوده كه فلانى به مرفق خود تكيه زده « 2 » و كلمه « شيء » به معناى پخته شدن است ، مىگويند : « شوى ، يشوى شيئا » . و اگر به جاى « اعتدنا للكافرين » فرموده : * ( « أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ » ) * براى اين بوده كه بفهماند عذاب مذكور از تبعات ظلم ظالمين است كه در آيه « الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَيَبْغُونَها عِوَجاً وَهُمْ بِالآخِرَةِ كافِرُونَ » « 3 » آن را بيان نموده و مىفرمايد : « ظالمين كسانىاند كه از راه خدا جلوگيرى مىكنند ، و راه خدا را معوج مىخواهند و نسبت به زندگى آخرت كافرند » . بقيه الفاظ آيه مورد بحث ظاهر است و احتياج به بيان ندارد . * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا » ) * . اين جمله بيان جزاى مؤمنين و مزد ايشان در ازاى ايمان و عمل صالحشان است . و اگر در آخر فرمود : « ما ضايع نمىكنيم . . . » و نفرمود : « ما براى اين دسته چنين و چنان تهيه كردهايم » براى اين است كه عنايت خداى تعالى و شكر او را نسبت به اين طائفه برساند و گرنه ممكن بود بفرمايد ما چنين و چنان مزد مىدهيم ولى فرمود ما مزد چنين كسانى را ضايع نمىكنيم . و جمله * ( « إِنَّا لا نُضِيعُ » ) * در جاى خبر « ان » قرار گرفته و در حقيقت سبب در جاى مسبب نشسته و تقدير آن چنين است : « ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سنوفيهم اجرهم فانهم محسنون و انا لا نضيع . . . » يعنى كسانى كه ايمان آورده عمل صالح كردند ، ما اجرشان را مىدهيم براى اينكه اينان نيكوكارند ، و ما هم كسى نيستيم كه اجر نيكوكار را ضايع بگذاريم .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 465 . ( 3 ) سوره اعراف ، آيه 45 .